تبليغاتX
ستايش

 اين مدليشو ديگه نديده بودم پدرم تو آسوده بخواب من بيدارم

طنز بدون شرح...


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->

برچسب‌ها: <-TagName->


تاريخ : سه شنبه 29 مرداد 1392 | 20:39 | نویسنده : وحيد |
 
خودت رو دوست داشته باش و برای خودت دعا کن!

برای خودت دعا کن که آرام باشی 


وقتی طوفان می آید، تو همچنان آرام باشی


تا طوفان از آرامش تو آرام بگیرد


برای خودت دعا کن تا صبور باشی؛


آنقدر صبور باشی تا بالاخره ابرهای سیاه آسمون کنار بروند وخورشیددوباره بتابد


برای خودت دعا کن تا خورشید را بهتر بشناسی


برای خودت دعا کن که سرسفره ی خورشید بنشینی و چای آسمانی بنوشی


برای خودت دعا کن تا همه ی شب هایت ماه داشته باشد


چون در تاریکی محض راه رفتن خیلی خطرناک است


ماه چراغ کوچکی است که روشن شده تا جلوی پایت را ببینی


برای خودت دعا کن تا همیشه جلوی پایت را ببینی؛


آخه راهی را که باید بروی خیلی طولانی است


خیلی چاله چوله داره؛


دام های زیادی در آن پهن شده و باریکه های خطرناکی داره


پر از گردنه های حیران و سنگلاخ های برف گیر است


برای خودت دعا کن تا پاهایت خسته نشوند و بتوانی راه بیایی


چون هر جای راه بایستی مرده ای


و مرگی که شکل نفس نکشیدن به سراغ آدم بیاید، خیلی دردناک است


هیچ وقت خودت را به مردن نزن!


برای خودت دعا کن که زنده بمانی


زنده ماندن چند راه حل ساده دارد


برای اینکه زنده بمانی،

نباید بگذاری که هیچ وقت بیشتر از اندازه ای که نیاز داری بخوابی


باید همیشه با خدا در تماس باشی تا به تو بیداری بدهد


بیداری هایی آمیخته با روشنایی، صدا، نور، حرکت


تو باید از خداوند شادمانی طلب کنی


همیشه سهمت را بخواه


و بیشتر از آنچه که به تو شادمانی ارزانی می شود،

در دنیا شادمانی بیافرین تا دیگران هم سهمشان را بگیرند


برای اینکه زنده بمانی باید درست نفس بکشی

و نگذاری هیچ چیزی سینه ات را آلوده کند


برای اینکه زنده بمانی باید حواست به قلبت باشد


هرچند وقت یکبار قلبت را به فرشته ها نشان بده


و از آنها بخواه قلبت را معاینه کنند


دریچه هایش را، ورودی ها و خروجی هایش را

و ببینند به اندازه ی کافی ذخیره شادمانی در قلبت داری یا نه!


اگر ذخیره ی شادمانی هایت دارد تمام می شود،

باید بروی پشت پنجره و به آسمان نگاه کنی


آنقدر منتظر بمان و به آسمان نگاه کن تا بالاخره خداوند از آنجا رد بشود


آن وقت صدایش کن


به نام صدایش کن


او حتماً برمی گردد و به تو نگاه می کند و از تو میپرسد که چه می خواهی؟!


تو صریح و ساده و رک بگو


هر چیزی که می خواهی فقط از خدا بخواه


خدا هیچ چیز خوبی را از تو دریغ نمی کند


شادمان باش


او به تو زندگی بخشیده است و کمکت می کند که زنده بمانی


از او کمک بگیر


از او بخواه به تو نفس، قدم زدن، کوه، سنگ، دریا، شعر، درخت، تاب، بستنی،


سجاده، اشک،حوض، شنا، راه،  دست، آلبالو، لبخند، دویدن و عشق... بدهد.



آن وقت قدر همه ی اینها را بدان و آن قدر زندگیت را ادامه بده

که زندگی از اینکه تو زنده هستی به خودش ببالد !


و در نشیب و فرازهای زندگی ات دیگران را نیز فراموش نکن ...
 
 

 


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->

برچسب‌ها: <-TagName->


تاريخ : يکشنبه 27 مرداد 1392 | 15:45 | نویسنده : وحيد |

اي ماه خدا چقدر زود قصد رفتن كرده اي !

سلام اي بزرگترين ماه خدا ...قبل از آمدنت روز ها را يك به يك مي شمردم تا بيايي...براي رفتن به مهماني خدا,قله ي اشتياق را فتح كرده بودم.

شنيده بودم تو بزرگترين ماه خدايي! روز هايت بهترين روز ها شب هايت بهترين شب ها و ساعت هايت يهترين ساعات است!

شنيده بودم وقتي تو مي آيي در هاي آسمان را به وسعت دامنه ي اجابت مي گشايند و به بركت قدم هاي پر بركت بهشت را براي بندگان خدا مزين مي كنند.

شنيده بودم با آمدنت در هاي جهنم را مي بندندو شياطين را در غل و زنجير مي كنند.

شنيده بودن با آمدنت عطر رحمت ايزدي كه از لابه لاي شاخه هاي درختان بهشت مي وزد به مشام ميرسد.

در تلأ لو نوراني تو مي شود صداي تسبيح فرشتگاني كه از عرش به تماشاي بندگان نشسته اند را شنيد.

با آمدنت پروانه ي روحم بال به سوي ملكوت گرفته ،اذن دخول به حريم بي كران الهي مي طلبند تا از گلزار معرفتش ،شهد ايمان و بندگي بنوشد .در زلال معرفت پيراهن سياه گناهانم را  با زمزمه ياد خدا شستم ومن كه عمري سرگردان وادي نفس خويش بودم،تورا مجالي براي سامان دادن به دل بي سامانم مي دانم .

خدا مي داند در سحر گاهان تو شوقي وصف ناشدني سراسر وجودم را سرشار از خود مي كند و نواي دلنشين دعاي سحرت دل زنگار گرفته ام را صيقل مي دهد . اي ماه خدا چقدر زود قصد رقتن كرده اي !!

با آمدنت دري از رحمت و مغفرت برايم گشودي و با رفتنت در هاي دوزخ را به رويم مي بندي ! نگرانم كه در مجال تو ، توشه اي از تقوا براي آخرتم نبسته باشم!

نگرانم فرصتت را غنيمت نشمرده باشم و هنوز بار گناهان پشتم را خم كند .

اشك بر رخسارم چنان رودي جاري شده !  با خود مي گويم نكند باز هم بيايي ومن نباشم تا از زلال معرفتت سيراب شوم .

اي نقطه ي اميد بندگان !دوري تو برايم سخت و دردناك است . اي عيد دوستان خدا!با آمدنت گناهانم را شست و شو دادي و به زيور طاعتم آراستي!تو همنشيني بودي كه جز خير برايم نداشتي...

ديروز چه سخت خواستار آمدنت بودم و فردا مشتاق دوباره ديدنت هستم.

حال كه مي روي زود بيا، هنوز نرفته اي دلمان براي آمدنت تنگ شده...بارالها...

سپاسگزارم كه فرصتمان دادي در ضيافت با شكوهت حاضر باشيم و از سفره ي رحمت و مغفرتت منعم گرديم.

با ناپديد شدن هلال اين ماه ، گناهانمان را نيز ناپديد كن .

رحمت و مغفرتت را شامل حال ما كن و ما را از آتش دوزخت برهان . 

خداوندا ... آمين يا رب العالمين

 


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->

برچسب‌ها: <-TagName->


تاريخ : جمعه 18 مرداد 1392 | 2:47 | نویسنده : وحيد |


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->

برچسب‌ها: <-TagName->


تاريخ : يکشنبه 6 مرداد 1392 | 23:25 | نویسنده : وحيد |

 گویند کریم است و گنه می بخشد / گیرم که ببخشد زخجالت چه کنم.. التماس دعا

تصاویر شب های قدر


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->

برچسب‌ها: <-TagName->


تاريخ : يکشنبه 6 مرداد 1392 | 23:25 | نویسنده : وحيد |

 

خداي خوبم ... پروردگارم ... مهربانم ... 

شكرگزارم براي همه لحظات خوشي كه برايم رقم زده اي .

پروردگارم مي دانم حتي لحظاتي كه به مذاقم دشواز است ، مرحله اي است براي تعالي من ... پس من شكرگزارم براي صبري كه در پذيرفتن اين لحظات به من عطا ميكني . خوب من ... تو را سپاس مي گويم براي توجه و عنايتي كه به من داري ، و براي پنجره هاي تازه اي كه به سوي من و زندگيم مي گشايي.

 


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->

برچسب‌ها: <-TagName->


تاريخ : يکشنبه 27 مرداد 1392 | 16:24 | نویسنده : وحيد |